مهرادمهراد، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 8 روز سن داره

شاهزاده کوچولوی ما

تولدت مبارک

مامان جونم با 1 ماه تاخیر ببخشید فرشته کوچولو من وبابا تولد 1 سالگیت مبارک 1سال باهم رو سپری کردیم کوچولوی عزیزم خیلی زود وسخت گذشت ولی خیلی شیرین بود تجربه ایی که همیشه به یاد موندنی عزیز دلم بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس                 بابا حمید تو تزیین کردن خیلی کمکم کرد                                               &n...
27 مرداد 1393

12 ماهگی مهراد جونی

اول ازه همه باید ازت بابت نگرفتن تولد عذر خواهی کنم به خاطر امتحان نظام مهندسی که 22 خرداد بود نتونستم تولدت رو بگیرم.ببخشید مامانی           بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن یکی به نیت تو یکی از طرف من الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم به خاطر و جودت به افتخار بودن تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی با یه گر...
27 مرداد 1393

11 ماهگی گل پسرم

الان دیگه مرواریدت معلومه  ومیتونی کباب بخوری عشقم                                                                                                   &nbs...
26 مرداد 1393

10ماهگی مهرادم واولین عید نوروز

تاریخچه سفره هفت سین برای تحويل سال در يکی از اطاق های خانه  سفره می اندازند . پيش از هر چيز آيينه و قرآن در آن می گذارند و بعد هفت سين را می گذارند .  هفت سين عبارت است از :سماق، سير، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی . علاوه بر هفت سین شمع  و آینه  تخم مرغ و ... سر  سفره گذاشته میشود . موقع تحويل سال همه اهل خانه  لباس نو می پوشندبر سر سفره اسپند نيز دود می شود و هر کدام از اين ها فلسفه ای دارد. شمع برای روشنايي خانه و زندگی، قرآن نشان توجهی است که بايد در آغاز سال به خداوند داشته، به علاوه در سال نو، صاحب قرآن يار و مددکار اهل خانه خواهد بود.           &...
25 مرداد 1393

9 ماهگی گل پسرم

کلی قلقلکت دادم وتو هم برام از ته دل می خندیدی خونه تکونی یکی دو هفته پيش از عيد نوروز خانه تکاتی يا رفت و روب انجام می گيرد و مجدداً اثاثيه را جابه جا می کنند و گرد گيری می کنند و دوباره آنها را می چينند. در مراحل بعد تخم مرغ رنگ کردن است که آن ها را آب پز می کنند و رنگ های شاد بر روی آنها می زنند. به من و مامان مریم خیلی کمک کردی ودر حین خونه تکونی چهار دسته پا رفتن یاد گرفتی وکلی شیطونی کردی                                 ...
24 مرداد 1393

سومین دل نوشته

مهرادم با تفکر بخوان تا حالا شده اشیاء بی مصرف رو انبار کنی؟ و فکر کنی یه روزی   کی میدونه چه وقت – شاید به دردت بخوره؟   تا حالا شده که پول هاتون رو جمع کنی و به خاطر اینکه فکر می کنی در آینده شاید بهش محتاج بشی، خرجش نکنی؟   تا حالا شده که لباسهاتو، کفشهاتو و چیزای دیگه رو که حتی یکبار هم از اونا استفاده نکردی، انبار کنی؟   درون خودت چی؟ تا حالا شده که خاطره ی سرزنش ها، خشم ها، ترس ها و چیزای دیگه رو به خاطر بسپاری؟   دیگه نکن! تو داری بر خلاف مسیر کامیابی خودت حرکت می کنی !   باید جا باز کنی ... ، یه فضای خالی، تا اجازه ...
24 مرداد 1393

8 ماهگی پسرم واولین ولنتاین

از آیس پک خیلی خوشت اومده مخصوصا از بادکنکش،دیگه یولش یواش می خواستی تابلوهای روی دیوارو بکنی.               عاشق دستای توپولیت و شیرین کاریهاتم                             فکر کنم میخوای دندون در بیاری با دستای کوچولوت خیلی لثه هاتو میمالی وقتی هم مسواک میزنی محکم به لثه هات میکشی             سرخ و سفید مامان و  بابا که تو حموم آب بازی میکنی           ...
22 مرداد 1393

7 ماهگی مهراد جونی وتجربه فرنی خوری

تازه یاد گرفتی بشینی ولی هنوز تعادل نداری      الان مشغول پیپی کردنی منم سعی میکنم مزاحمت نشم،چون تا کسیو ببینی کارتو انجام نمیدی                با این نارگیل خوشگل تونستی قشنگ بشینی                   وقتی میخوابی خیلی خوردنی میشی مثل فرشته ها میشی،ولی با مکافات میخوابی وقتی بیدار می شی تا اونجایی که می تونی چشماتو گرد می کنی     اینقدر ناناسی دوست دا رم همه عکساتو بزارم. ...
3 مرداد 1393

6 ماهگی مهراد جونی واولین شب یلدا

مهراد عشق مامان وباباش     پ سرم وقتی میره تو کالاسکش سریع می خوابه                                                    شب یَلدا ( شب چلّه )یکی از جشن‌های کهن ایرانی است. در این جشن، طی شدن بلندترین شب سال و به دنبال آن بلندتر شدن طول روزها در نیم‌کرهٔ شمالی ، که مصادف با انقلاب زمستانی است، گرامی داشته می‌شود. یلدا به زمان ب...
3 مرداد 1393
1